المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
311
مروج الذهب ( فارسى )
خواب با آن جنگ كردن گرفت و دشمن شكست خورد و فرار كرد . و او فيروز شد و چون از خواب بيدار شد بگفت تا نيزهها بياوردند و صليب بر آن زد و در لشكر گاه بلند كرد و بدشمن حمله برد كه فرارى شدند و شمشير در آنها نهاد و چون به نيقيه بازگشت از مطلعان درباره اين صليبها پرسيد كه آيا ميدانند مربوط بكدام دين و مذهب است ؟ به دو گفتند « بيت المقدس شام مركز اين مذهب است » و رفتار ملوك سلف را در خصوص كشتار مسيحيان به دو خبر دادند پس او كس بشام و بيت المقدس فرستاد كه سيصد و هيجده اسقف جميع كردند و به نيقيه نزد وى آوردند كه قصه خويش با ايشان بگفت و دين نصرانيت را براى او تشريع كردند و اين سنودس اول بود كه چنان كه گفتيم بمعنى اجتماع است . گويند هلانى مادر قسطنطنين پيش از اين خواب نصرانى شده بود و قضيه را از او نهان ميداشت . پادشاهى قسطنطنين تا وقتى بمرد سى و يك سال بود . در تاريخ صورت ديگر هست كه وى پنج سال پادشاهى كرد و ما اخبار و جنگهاى او را و اينكه بجستجوى محل قسطنطنيه برون شد و به اين خليج منشعب از درياى مايطس و نيطس رسيد در كتاب اخبار الزمان و كتاب اوسط آوردهايم . خليج قسطنطنيه از اين دريا منشعب مىشود و آب در آنجا جريان دارد و بدرياى شام ميريزد طول اين خليج سيصد و پنجاه ميل است و كمتر از اين نيز گفتهاند و عرض آن در محلى كه از درياى مايطس جدا مىشود در حدود ده ميل است و در آنجا كشتيهاست و يك شهر رومى نيز بنام سباه هست كه از كشتيهاى روس و غير روس كه به اين دريا ميرسد جلوگيرى مىكند آنگاه خليج بنزديك قسطنطنيه تنگ مىشود و عرض آن در جائى كه محل عبور از ساحل شرقى بساحل غربى و محل شهر قسطنطنيه است در حدود چهار ميل مىشود كه محل كشتيهاست و در محل معروف به اندلس بنهايت تنگى ميرسد كه در آنجا كوهها هست با چشمه پر آبى كه آب آن معروف است و بنام چشمه مسلمه بن عبد الملك شهره است زيرا